۶ نتیجه برای صیدگر
مسعود صیدگر، محمود حافظیه، علی نکوئی فرد،
دوره ۲۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
مقدار رنگدانه های کاروتنوئیدی، تاثیر تعیین کننده ای در رنگ عضله و پوست ماهیان خوراکی و زینتی دارند. تجمع این ماده رنگی در پوست و عضلات ماهی بر بازار پسندی آن بسیار تاثیرگذار است و بدین منظور با توجه به عدم سنتز آن ، اضافه نمودن این ترکیبات به جیره غذایی ماهیان پرورشی ضروری است. در این تحقیق ۲۷۰ماهی گلدفیش Carassius auratus با میانگین وزن اولیه ۸/۰ گرم در سه تیمار غذایی هر یک با سه تکرار شامل غذای کنسانتره، مخلوط ۵۰% کنسانتره و ۵۰% پریان میگوی منجمد Phallocryptus spinosa و مخلوط ۵۰% کنسانتره و ۵۰% آرتمیاارومیانا (Artemia urmiana ( منجمد ، سه بار در روز و به مدت ۹۰ روز به میزان ۳% وزن بدن تغذیه شدند. در پایان دوره آزمایش مقادیر کاروتنوئیدهای کل به روش اسپکتروفتومتری با دستگاه اسپکتروفتومتر مدل WPA ساخت انگلیس و رنگدانه های آستاگزانتین، کانتاگزانتین و بتاکاروتن به روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا با دستگاه HPLC مدل Younglin ساخت انگلیس در پوست ماهیان تیمارهای مختلف اندازه گیری شدند. نتایج حاصل نشان دادکه مقادیر رنگدانه های کاروتنوئیدی بطور معنی داری در ماهیان تغذیه شده با مخلوط کنسانتره و غذای زنده، بیشتر ازماهیان تغذیه شده فقط با غذای کنسانتره بود و بیشترین تولید رنگدانه در پوست ماهیان تغذیه شده از جیره حاوی پریان میگو بدست آمد. نتایج حاصله نشان داد که در پوست ماهیان گلدفیش تغذیه شده با جیره های غذایی کنسانتره، مخلوط کنسانتره و پریان میگوی منجمد و مخلوط کنسانتره و آرتمیای منجمد به ترتیب میانگین (±SD) مقادیر کاروتنوئید کل ۰۳/۰ ±۰۹/۱ ،۰۲۱/۰ ± ۹۰/۳و۰۵/۰ ± ۰۷/۲ میلی گرم درصد، آستاگزانتین۲۳/۰ ± ۵۷/۸۴ ،۴۰/۰ ± ۸۲/۲۰۵و ۶۳/۰ ±۲۴/۱۰۲ نانوگرم، کانتاگزانتین۰۱/۰ ± ۲۴/۰ ، ۱۷/۰ ±۷۹/۳۵ و ۲/۰ ±۶۴/۳۰ نانوگرم و بتاکاروتن ۱۱/۰ ±۷۳/۳۴ ،۲/۰ ± ۷۸/ ۱۳۸ و ۱۵/۰ ±۷۷/۶۹ نانوگرم به ازای هر گرم پوست ماهی بدست آمد، بطوریکه بین جیره های غذایی مختلف اختلاف معنی دار وجود دارند. نتیجه گیری نهایی مبین این است که پریان میگوها را می توان به عنوان جایگزین مناسب، سازگار با محیط زیست و با قیمت پایین تر نسبت به مواد رنگدانه ای مصنوعی وبا ارجحیت نسبت به آرتمیا جهت بهبود رنگ ماهیان زینتی مورد استفاده قرار داد.
علی نکوئی فرد، یزدان مرادی، مسعود صیدگر، سعید جوان، سهراب عاقبتی،
دوره ۲۴، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۴ )
چکیده
محمود حافظیه، علیرضا نکویی فرد، فریدون محبی، مسعود صیدگر، داوود چراغی، محمد خضری، حسن اکبری،
دوره ۳۰، شماره ۱ - ( ۲-۱۴۰۰ )
چکیده
در این مطالعه، تالاب میقان اراک به منظور ارزیابی میزان سیست و زیتوده آرتمیا و ارتباط آنها با اکسیژن محلول، دما، pH، عمق، شفافیت ، شوری و میزان فیتوپلانکتونهای آب بررسی شد. بدین منظور، نمونهبرداری به صورت ماهانه از اسفند ۱۳۹۷ و طی سال ۱۳۹۸ از ۱۸ ایستگاه در تالاب میقان صورت گرفت. میزان کل سیست و زیتوده آرتمیا موجود در تالاب بهترتیب ۸۷۵/۲۸ و ۶۷۳/۲۳ تن تعیین گردید. همچنین ترکیب گونهای، تراکم و زیتوده فیتوپلانکتونها نیز بررسی شد. نتایج نشان داد که حداکثر میزان سیست با ۱۰۷۶ عدد و زیتوده آرتمیا با ۱۱/۴۵۷ عدد در لیتر آب تالاب میقان اراک در آذرماه مشاهده شد. مابین تعداد سیست و میزان زیتوده با دمای آب، pH، تراکم فیتوپلانکتونی رابطه معکوس و در مقابل با اکسیژن محلول و میزان شوری رابطه مثبت و معنیدار مشاهده گردید. در مجموع، نتایج نشاندهنده امکان برداشت سیست (۴۰۵/۵ تن طبق روش حفظ ۲۲ سیست در لیتر آب یا ۸۸۷۵/۲ تن طبق روش ۱۰٪ قابل برداشت) در مهر، آذر، بهمن و اسفند بود که بهترین ماه برای بهرهبرداری آذر ماه بدست آمد. امکان برداشت زیتوده نیز برابر با ۴۶۹/۹ تن با لحاظ ۳/۴ تن زیتوده مورد نیاز تغذیه پرندگان اصلی (فلامینگو و تنجه) بود که با توجه به وضعیت عمق صفحه سیشی فقط درآذرماه امکان برداشت اقتصادی پیشنهاد میشود.
فریدون محبی، مسعود صیدگر، محمود حافظیه، بایرامعلی داداشپور، ژاله علیزاده اوصالو،
دوره ۳۱، شماره ۵ - ( ۱۰-۱۴۰۱ )
چکیده
این مطالعه به بررسی تغییرات تراکم توده زنده و سیست آرتمیا در دریاچه ارومیه در طول دورههای مختلف زمانی میپردازد. با اینحال، به بررسی تغییرات جمعیت آرتمیا در سایر دریاچههای بسیار شور نظیر دریاچه بزرگ نمک آمریکا، بحرالمیت و دریاچه گریزمیر در نیوزیلند نیز پرداخته شده است. حدود ۱۲۵ سال قبل، Günther (۱۸۹۹) اولین ذخایر آرتمیا را در دریاچه ارومیه تخمین زده است. پس از وی، در دورههای مختلف زمانی، محققین مختلف تراکم آرتمیای دریاچه ارومیه را مورد ارزیابی قرار دادهاند. از مهمترین آنها میتوان به مطالعات انجام شده در سه دهه گذشته اشاره نمود. اوج جمعیت آرتمیا را میتوان در دهه هفتاد در دریاچه ارومیه مشاهده کرد که مقارن با بالاترین سطح تراز آب است. پس از آن، آب دریاچه ارومیه روند نزولی داشته که این امر در جمعیت آرتمیا و تراکم سیست، نمود داشته است. در دهه ۹۰ دریاچه ارومیه با بحران کم آبی مواجه شده است و جمعیت آرتمیا افت شدیدی نشان میدهد. با توجه به شباهتهای زیاد دریاچه ارومیه با دریاچه بزرگ نمک آمریکا، به مطالعات مربوط به این دریاچه پررنگ تر پرداخته شده است. به طور کلی، تراکم سیست آرتمیا از حدود ۲۵۰۰ عدد در لیتر در دهه ۷۰ به ۶/۴ عدد در لیتر در دهه ۹۰ و در همین زمان تراکم توده زنده آرتمیا از ۱۵۰۰ عدد در مترمکعب به ۴ عدد در مترمکعب کاهش یافته است. کاهش سطح آب دریاچه و همزمان افزایش شوری آن به عنوان یکی از مهمترین عوامل کاهش جمعیت آرتمیا محسوب میشود. از عوامل مهم دیگر در کاهش جمعیت آرتمیا در دریاچه ارومیه میتوان به کاهش محسوس جمعیت جلبکها بهویژه جلبک Dunaliella salina که غذای اصلی آرتمیا را تشکیل میدهد، اشاره کرد.
کامیار غرا، محمود حافظیه، علی نکوئی فرد، مسعود صیدگر،
دوره ۳۲، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۲ )
چکیده
این تحقیق با هدف بررسی کارآیی وضعیت مکانیزاسیون بر بهرهوری انرژی در مزارع دو منظوره کشاورزی پرورش ماهی قزلآلای رنگینکمان استان مرکزی انجام شد. این تحقیق به روش میدانی و از طریق تحلیل دادههای پرسشنامهای در خصوص وضعیت مکانیزاسیون در مزارع این استان انجام شد. بدینمنظور، بعد از طراحی پرسشنامهها، اطلاعات ورودیها شامل مساحت کشت و تجهیزاتی مانند غذاپاش، الکتروپمپها، کفکش، دیزل ژنراتور و هوادهها از ۵ شهرستان استان مرکزی شامل ۳۰ واحد تولیدی که دارای بیشترین سهم تولید ماهی قزلآلا بودند، جمعآوری شد. سپس خروجیها شامل درجه، ظرفیت و ضریب مکانیزاسیون، راندمان تولید، ظرفیت تولید و کارایی انرژی با مدلسازی چند ورودی – خروجی و تحلیل پوششی دادهها (DEA) محاسبه شدند. نتایج نشان داد، واریانس درجه مکانیزاسیون در مزارع این استان ۹۶/۰ میباشد. همچنین با در نظر گرفتن سطح شاخص کارایی مطلوب ۱ برای مزارع مشاهده شد که ۴۰ درصد از مزارع استان در وضعیت مطلوب قرار دارند. نتایج بررسی عملکرد هر یک از واحدها بر حسب شاخص کارایی انرژی نیز نشان داد که صرفاً ۲۰ درصد از مزارع استان دارای شاخص کارایی بالاتر از ۴/۰ و ۸۰ درصد دارای بهرهوری انرژی کمتر از ۱ هستند. نتایج بیانگر این نکته است که الگوی توزیع مکانیزاسیون در همه مزارع استان به صورت یکنواخت نبوده و نیازمند بهبود است.
علی نکوئی فرد، محمود حافظیه، مسعود صیدگر، کامیار غرا، ابوالفضل سپهداری، کاظم عبدی،
دوره ۳۲، شماره ۴ - ( ۸-۱۴۰۲ )
چکیده
در این تحقیق ۳۰ مزرعه از پنج شهرستان استان مرکزی مورد ارزیابی و ممیزی امنیت زیستی قرارگرفت. فرمهای بررسی گذرگاههای خطر، تجهیزات مکانیزاسیون بهکار رفته در مزرعه و ممیزی امنیت زیستی (استاندارد سازمان دامپزشکی کشور)، برای هر مزرعه تکمیل گردید. ارتباط مکانیزاسیون و سطح امنیت زیستی با استفاده از آنالیز همبستگی و برای ارزیابی احتمال خطر از مدل نیمه کمی استفاده شد. نتایج حاصل از این بررسی نشاندهنده بیشینه احتمال خطر با شاخص عددی ۴۰/۰ برای مزارع دو منظوره کشاورزی اراک و فراهان و بیشینه میانگین احتمال خطر (±خطای استاندارد) با ۰۲۲/۰±۲۰۵/۰ در شهرستان فراهان و کمینه احتمال خطر با شاخص عددی ۰۳/۰ برای اراک و شازند و کمینه میانگین عددی احتمال خطر (±خطای استاندارد) با ۰۱۶/۰±۱۵/۰ در مزارع پرورش ماهی قزلآلای رنگینکمان شازند بهدست آمد. متوسط احتمال خطر در سطح کل مزارع منتخب شهرستانهای معین مورد مطالعه استان مرکزی ۰۰۹/±۱۸/۰ محاسبه گردیدکه نشاندهنده قرارگرفتن تمامی مزارع منتخب مورد مطالعه در رده خطر احتمالی متوسط (سطح B) بود. جهت آزمون رابطه دو متغیر احتمال خطر و درجه مکانیزاسیون از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. بین میزان احتمال خطر و درجه مکانیزاسیون، همبستگی معنی دار مشاهده نشد (۴۱/۰P =، ۳۰ n= و ۳۴/۰r =). در نتیجه، از جنبه آماری مشخص شد متغیرهای احتمال خطر و درجه مکانیزاسیون با یکدیگر رابطه ندارند. این مؤلفه برای ظرفیت تولید و سطح مکانیزاسیون نیز صادق بود. نتایج بهدست آمده نشان دادکه به دلیل ضعف تجهیزات امنیت زیستی در مکانیزه کردن مزارع دومنظوره کشاورزی پرورش ماهی قزلآلای رنگینکمان در استان مرکزی افزایش خطر در برخی از این مزارع را تا حد قرارگرفتن احتمال خطر بالا (سطح (C قرار داده است که با تمهیدات لازم و استقرار برنامههای امنیت زیستی، بهسهولت میتوان باعث کاهش معنیدار خطر در این مزارع شد.