۸۰ نتیجه برای خلیج فارس
سیدیوسف پیغمبری، سیدامین اله تقوی مطلق ، سیدحسن قدیرنژاد ، سیدجعفر سیف آبادی، سقراط فقیه زاده ،
دوره ۱۲، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۲ )
چکیده
کارایی چند نوع وسیله کاهنده صید ضمنی در کاهش صید ماهیان مهم تجاری با طول کمتراز LM۵۰ (طولی که ۵۰ درصد از ماهیها دارای رسیدگی جنسی هستند) در تورهای ترال میگو صیدگاههای خلیج فارس (استانهای بوشهر و هرمزگان) در فصول صید سالهای ۱۳۸۰-۱۳۷۹ مورد آزمایش قرار گرفت. در این بررسی چهار نوع وسیله کاهنده صید ضمنی (Bycatch Reduction Devices) به نامهای نفتد، گرید، چشم ماهی و پنجره چشمه مربعی پس از نصب در تورهای ترال ویژه صید میگو، به صورت تکی یا دوتایی مورد آزمایش قرار گرفتند. فراوانی هر یک از گونه های ماهی با طول کمتراز LM۵۰ در تیمارهای آزمایشی با تور شاهد مقایسه شدند. نتایج آزمون جفتی ویلکاکسون نشان داد که وسایل کاهنده با ساختار نرده ای (نفتد و گرید) به صورت انفرادی یا ترکیبی در اکثر آزمایشها، تفاوت معنی داری (P≤۰,۰۵) از نظر کاهش صید بچه ماهیان و ماهیان جوان گونه های با ارزش تجاری، نسبت به تور شاهد دارند. همچنین نتایج آزمون کروسکال - والیس نیز نشان داد که تفاوت معنی داری (P≤۰,۰۵) بین تیمارهای آزمایشی مختلف از نظر کاهش صید بچه ماهیها و ماهیان جوان در فصول مختلف در بعضی گونه ها وجود داشته است. مقایسه ترال معمولی صید میگو (به عنوان شاهد) با ترال آزمایشی مشابه آن که واجد ابزار کاهنده صید ضمنی بود نشان داد، که در صورت استفاده از این وسایل در کلبه کشتیهای میگو گیر، در فصل صید میگو حداقل بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار عدد بچه ماهی یا ماهیان نابالغی که هنوز تخمریزی نکرده اند، امکان فرار از تورهای ترال و ادامه حیات را خواهند داشت.
فرشید کفیل زاده، عباس اسماعیلی ساری ، سیدمحمدرضا فاطمی، غلامحسین وثوقی ، شهلا جمیلی ،
دوره ۱۲، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۲ )
چکیده
صدف مروارید ساز محار (Pinctada fucata) به علت تولید مروارید، یکی از آبزیان بسیار با ارزش خلیج فارس محسوب می گردد. هدف از این بررسی تاثیر هیدروکربنهای نفتی بر تراکم و نابودی این صدف می باشد. برای این منظور مناطق لاوان (دردور، هدآباد و چلیل)، نخیلو و هندورابی به عنوان زیستگاه های کنونی صدف محار و مناطق بستانه، مغویه، ملو و گشه بعنوان مناطقی که قبلا زیستگاه های کنونی صدف محار و مناطق بستانه، مغویه، ملو و گشه بعنوان مناطقی که قبلا زیستگاه آن بوده و اکنون کاملا نابود شده اند، انتخاب گردیدند. نمونهبرداری در سال ۱۳۸۰ و کلیه آزمایشات براساس روش MOOPAM, ۱۹۹۹ و به وسیله دستگاه اسپکتروفلوروفتومتر (UVF) انجام شد.
بررسیهای آماری نشان می دهد که میزان هیدروکربنهای نفتی در رسوبات و بافتهای نرم صدفهای ایستگاههای لاوان (دردور، هدآباد و چلیل)، نخیلو و هندورابی با هم اختلاف معنیدار داشته و زیستگاههای لاوان احتمالا به دلیل مجاور بودن با پایانههای نفتی آلودهترند. ضمنا میزان هیدروکربنهای نفتی در بافتهای نرم صدفها در زمستان (بهمن ماه) بیشتر از تابستان (تیرماه) بدست آمد. با توجه به اندازه گیری تراکم صدفها میتوان نتیجه گرفت که در زیستگاههای کنونی با افزایش میزان هیدروکربنهای نفتی در بدن صدفها و رسوبات، از تراکم این آبزی کاسته میشود ولی در زسیتگاههای قبلی آلودگیهای نفتی تاثیری در نابودی صدفهای محار نداشته است و احتمالاًعوامل دیگری مانند صید بیرویه، مدفون شدن زیستگاهها در زیر گل و لای، کمبود مواد غذایی و غیره دخالت داشتهاند
رجب خدادادی، مازیار یحیوی، رضا قرابانی واقعی، محمد جواد شعبانی،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
در این بررسی میزان هم آوری و فصل تولید مثل ماهی مرکب گونه Sepia pharaonis در آبهای استان بوشهر مورد مطالعه قرار گرفت. نمونه برداری از دی ۱۳۸۶ تا اردیبهشت ۱۳۸۷ از اسکله های صیادی شهرستان بوشهر انجام شد. در مجموع تعداد ۱۴۲ نمونه از ماهی مرکب خریداری گردید که ترکیب آن پس از تفکیک و جداسازی بدین شرح بود: از کل ماهی مرکب جداسازی شده ۱۸ عدد نر، ۳ عدد به لحاظ جنسی نابالغ، ۱۶ عدد در مرحله ۱ جنسی، ۱۴ عدد مرحله ۲ و ۹۱ عدد در مراحل ۳ و۴ جنسی بودند. فاکتورهای زیست سنجی از قبیل طول مانتل (ML)، وزن کل بدن (BTW)، وزن غده نیدامنتال (NGW)، وزن سر (WH)، وزن تخمدان (OW) و میزان همآوری مورد اندازه گیری قرارگرفت. حداقل، حداکثر و میانگین (± انحراف استاندارد) طول مانتل ۱۱۵، ۲۸۰ و ۸/۶±۸/۲۰۱ میلیمتر اندازه گیری شدند. همچنین این پارامترها برای وزن کل بدن ۲۴۱، ۲۰۹۸ و۱۴۳±۸/۸۹۵ گرم بدست آمدند. حداقل، حداکثر و میانگین (± انحراف استاندارد) وزن غده نیدامنتال بترتیب ۲/۰، ۷۸/۱۲۶ و ۶/۱۸±۱/۴۱ گرم اندازه گیری شدند. معادله رگرسیون رابطه بین طول مانتل و میزان هم آوری بصورت معادله خطی ML۲۲/۵+۶۸/۶۳۰ = -تعداد تخم می باشد. حداقل، حداکثر و میانگین (± انحراف استاندارد) هم آوری ۱۷۸، ۱۲۴۶ و ۱۳۱±۴۹۴ عدد تخم محاسبه شد. همچنین فصل تولید مثل از اسفند ماه تا خرداد ماه تعیین گردید.
هانیه سعیدی، آریا اشجع اردلان،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
برای این تحقیق ۶۰ عدد صدف دوکفه ای دسته چاقویی Von Cosel، ۱۹۸۹) Solen dactylus) در دو فصل پاییز ۱۳۸۶ و بهار ۱۳۸۷ بطور تصادفی از ۵ حوضچه بین جزر و مدی پارک دولت ساحل گلشهر بندرعباس در شمال خلیج فارس برداشت شد و ۴۰ عدد از آنان مورد آزمایش قرار گرفتند. پس از نمونه برداری، نمونه ها منجمد شده و به آزمایشگاه منتقل و سپس مورد زیست سنجی قرار گرفتند. میانگین (± انحراف معیار) طول قدامی- خلفی در دو فصل پاییز و بهار بترتیب برابر ۷۲/۱۷±۹۲/۷۸ و ۲۰/۱۶±۳۷/۷۷ میلیمتر و میانگین (± انحراف معیار) وزن کل صدف برابر ۸۸/۴±۵۳/۹ گرم در فصل پاییز و ۴۶/۴±۴۳/۸ گرم در فصل بهار بدست آمد. سپس میزان رطوبت، خاکستر، پروتئین و چربی کل موجود در بافت نرم صدف مورد آزمایش و ارزیابی قرار گرفت که بترتیب ۷/۰±۲۳/۸۰، ۰۲/۰±۴۲/۳، ۱۰/۰±۳۰/۱۱ و ۰۱/۰±۸۶/۰ درصد در فصل پاییز و ۷۵/۱±۱۶/۷۶، ۰۷/۰±۳۰/۲، ۰۵/۰±۷۹/۱۱ و ۰۲/۰±۵۵/۰ درصد در فصل بهار محاسبه گردید.
میزان رطوبت، خاکستر و چربی کل در فصل پاییز (دوره رسیدگی جنسی) نسبت به بهار (دوره استراحت جنسی) بیشتر بود در صورتیکه میزان پروتئین نمونه ها در این فصل نسبت به بهار کاهش اندکی داشت. میانگین میزان رطوبت در قبل و بعد از تخمریزی تفاوت معنی داری نداشت (۰۵/۰>P). میانگین میزان خاکستر، پروتئین و چربی در دو فصل مورد بررسی اختلاف معنی داری را نشان دادند (۰۵/۰
مجید شکاری، احمد سواری، جاسم غفله مرمضی، غلامرضا اسکندری، محمد تقی رونق، احمد رضا هاشمی، کاظم درویش بسطامی، محمود سینایی، محمد تقی کاشی،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
در این مطالعه خصوصیات زیستی میش ماهی از مهر ماه ۱۳۸۷ تا شهریور ماه ۱۳۸۸ در آبهای ساحلی خوزستان مورد مطالعه قرار گرفته است. بیشترین میانگین (± انحراف معیار) طولی ۵۰/۷±۴/۱۲۸ سانتیمتر در مهر ماه و کمترین میانگین (± انحراف معیار) طولی ۴۷/۱۲±۸/۱۰۴ سانتیمتر بود که در اردیبهشت ماه بدست آمد. بیشترین وزن ۲۷۵۰۰ گرم و کمترین وزن ۵۷۰۰ گرم و میانگین (± انحراف معیار) وزنی نرها و ماده ها بترتیب ۴۰/۴±۲۲۲/۱۵ و ۰۹/۵±۹۴۲/۱۶ کیلوگرم بود. اوج رسیدگی جنسی برای میش ماهی در مرداد ماه است. رابطه طول و وزن ماهی نر ۷۰/۲L۰۴۲/۰W= و برای ماهی ماده ۶۲/۲L۰۶/۰ W= بدست آمد. نسبت جنسی ماده به نر ۰۷/۱:۱ محاسبه شد و آزمون کای مربع اختلاف معنی داری را نشان نداد (P>۰,۰۵). میانگین (± انحراف معیار) هم آوری مطلق، ۳۷۲۶۵±۴۰۵۴۰۴۵ و هم آوری نسبی ۴۱/۵۰±۱۹/۱۷۹ بود. این بررسی ها نشان داد که میش ماهی گوشتخوار بوده و ماهی ها (۷۵ درصد)، سخت پوستان (۲۰ درصد) و نرمتنان (۵ درصد) بترتیب بیشترین غذای مصرفی این ماهی را تشکیل می دهند. بررسی تغییرات فاکتور وضیعت نشان داد که میزان این فاکتور در طول سال متغیر بوده و ببشترین مقدار آن در اردیبهشت ماه می باشد. بررسی شاخص تهی بودن معده نشان داد که در این گونه جنس ماده نسبت به جنس نر پرخورتر بوده و همچنین این گونه در فصل تخمریزی تغذیه می کند.
فرزانه شهاب مقدم، عباس اسماعیلی ساری، تورج ولی نسب، مرتضی کریم آبادی،
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
تحقیق حاضر در زمستان ۱۳۸۷، به منظور مقایسه و تعیین غلظت فلزات سنگین آهن، جیوه، روی و مس در بافت عضله گونه کفزی سپر ماهی چهار گوش (Himantura gerrardi) و گونه پلاژیک گیش چشم درشت (Selar crumenophthalmus) خلیج فارس صورت گرفت. آبهای هرمزگان در محدوده ''۳۰ º ۵۴ تا ''۳۰ ۵۶º شرقی و ۲۶ تا ۲۷ درجه شمالی (عمق ۱۰ تا ۵۰ متری) بعنوان منطقه مورد مطالعه در نظر گرفته شد. بافت عضله ۵۱ نمونه صید شده بصورت تصادفی از ۸۶ ایستگاه، پس از انجام زیست سنجی تفکیک گردید. جهت استخراج فلزات آهن، روی و مس از بافت عضله ماهیان مورد مطالعه از روش هضم شیمیایی استفاده و آنالیز فلزات توسط دستگاه جذب اتمی فیلیپس مدل ۹۴۰۰ PU صورت پذیرفت. میزان غلظت جیوه با استفاده از دستگاه Mercury Analyzer سنجش شد. میانگین غلظت فلزات آهن، جیوه، روی و مس در بافت عضله سپر ماهی چهارگوش بترتیب ۷۸/۷۴، ۷۷/۰، ۹۹/۸۷۵ و ۵/۳ و در عضله گیش چشم درشت نیز بترتیب ۰۷/۲۵، ۲۰/۰، ۳۱/۲ و ۵۴/۱۵ برحسب میکروگرم برگرم وزن خشک بود. نتایج نشان داد که بین غلظت فلزات در دو گونه اختلاف معنی دار وجود داشته (۰۵/۰≥P) و غلظت تمام فلزات در گونه سپرماهی از گونه گیش چشم درشت بطور معنی داری بیشتر است (۰۵/۰≥P). اهداف مورد نظر در این تحقیق مقایسه مقادیر حاصله با حد مجاز استانداردهای جهانی و همچنین مقایسه تجمع این فلزات در بافت عضله ماهیان مورد مطالعه می باشد.
سیامک بهزادی، غلامعلی اکبرزاده، علی سالارپور، محمد درویشی،
دوره ۱۹، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده
دانه بندی و کربن آلی رسوبات بستر آبهای ساحلی حوزه مرکزی و غرب استان هرمزگان جهت انتخاب بهترین مکان برای استقرار زیستگاههای بصورت فصلی در سال ۱۳۸۶ بررسی شد. منطقه حد فاصل بین جنوب جزیره قشم تا جزیره هندورابی به ۱۰ ترانسکت ۱۸۶۰۰ متر طولی و هر یک از آنها به ۳ زیر ترانسکت (خطوط ساحلی تا عمق ۱۰، ۱۰ تا ۲۰ و ۲۰ تا ۳۰ متر) عرضی تقسیم و از روش نمونه برداری تصادفی استفاده شد. بیشینه وکمینه درصد ذرات سیلت، در ترانسکت های بندر حسینه و بندر چیروئیه بترتیب ۳۹/۴۵ و ۳۸/۲۵ درصد، ذرات ماسه در ترانسکت های بندر مسن و بندر حسینه بترتیب ۹۵/۶۳ و ۷۹/۳۸ درصد و ذرات رس در ترانسکت های اسکله بهمن و بندر مسن ۴۷/۲۳ و ۰۲/۹ درصد بدست آمد. همچنین ترانسکت بندر کنگ با ۶۲/۱ درصد بیشترین و ترانسکت جزیره هنگام با ۶۳/۰ درصد کمترین مقدار کربن آلی را دارا بودند.
نتایج آزمون آنالیز واریانس یک طرفه نشان داد که ترانسکت های جزیره هنگام، بندر مسن و بندر گرزه با بقیه ترانسکت ها در میزان مواد آلی دارای اختلاف می باشند (۰۵/۰P<). این آزمون برای رسوبات و کربن آلی در ۳ زیر ترانسکت مورد مطالعه هیچگونه اختلاف معنی داری را نشان نداد (۰۵/۰P>). نتایج حاصل از آزمون همبستگی بین دانه بندی ذرات با کربن آلی درکل منطقه مورد بررسی نشان داد که ارتباط معنی داری (۰۱/۰P<) بین درصد ذرات سیلتی (۵۲/۰r =)، ماسه ای (۶۳/۰- = r) و رسی (۶۷/۰= r) با کربن آلی وجود داشته است. اولویت ترانسکت های مورد مطالعه جهت انتخاب مناطق بهینه استقرار سازه ها برحسب استحکام بستر (جزیره هنگام، بنادر مسن، صلخ و چیروئیه)، تولید (جزیره هنگام، بنادر مسن، صلخ، بستانه، حسینه، چارک و گرزه) و کربن آلی (اسکله بهمن، بنادر صلخ، کنگ، بستانه، حسینه و چارک) می باشد.
نجمه جهانی، سید محمد باقر نبوی، سیمین دهقان مدیسه، سید رضا سید مرتضایی،
دوره ۱۹، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۹ )
چکیده
فعالیتهای آبزیپروری امروزه در دنیا اهمیت فراوانی پیدا کردهاند، لذا به موازات این فعالیتها مطالعه اثرات آنها، بر اکوسیستم دریا ضروری بنظر میرسد. این مطالعه به منظور بررسی اثرات احتمالی قفسهای پرورش ماهیان دریایی خور غزاله واقع در خور موسی در منطقه خوزستان (شمال خلیج فارس)، بر روی جوامع بنتیک بعنوان شاخص آلودگی و استرس و ارزیابی وضعیت سلامت محیط با استفاده از شاخصهای زیستی انجام شده است. نمونهبرداری ماهانه به مدت ۹ ماه از تیر تا اسفند ۱۳۸۶ انجام گرفت. به این منظور در خور غزاله، ۴ ایستگاه برحسب فاصله از زیر قفسهای پرورشی
)زیر قفس، ۵۰ متری قفس، ۱۵۰ متری قفس، ۴۰۰ متری قفس بعنوان شاهد) انتخاب شد و از هر ایستگاه سه نمونه رسوب برای جداسازی و شناسایی ماکروبنتوزها ویک نمونه هم برای آنالیز دانهبندی رسوبات و سنجش میزان مواد آلی درون رسوبات یا TOM، توسط گرپ Van Veen با سطح مقطع ۲۲۵/۰ مترمربع برداشت شد. میزان مواد آلی در رسوبات خور غزاله با دامنه ۲۶/۲۳-۱۷/۶ درصد و دامنه Silty-Clay به میزان ۴۷/۹۷-۷۶/۴ درصد محاسبه شد. در بررسی جوامع بنتیک ۱۲ رده جانوری شناسایی شد که برتیب، پرتاران با ۶۲/۶۰ درصد، نرمتنان با ۶۷/۱۹ درصد و سختپوستان با ۴۹/۱۶ درصد، فراوانترین ردههای ماکروبنتوزی بودند. فراوانی، توده زنده و شاخص تنوع ماکروبنتوزها در ایستگاه زیر قفس کمتر از ایستگاه شاهد (۴۰۰متری قفس) اندازهگیری شد. در زیر قفس غالبیت با گونهCapitellaبود که بعنوان یک گونه فرصتطلب در دنیا شناسایی شده و حضور این گونه میتواند یکی از شاخصههای استرس در محیط نمونهبرداری شده بشمار رود. نتایج بررسی شاخص ( ABC نشان داد که ایستگاه زیر قفس، ۵۰ متری قفس و ۱۵۰ متری قفس دارای آلودگی متوسط محیطی هستند، در صورتیکه ایستگاه ۴۰۰ متری قفس (شاهد) دارای شرایط بدون آلودگی است. (Abundance Biomass Curve sp.
فرشته سراجی، محمد صدیق مرتضوی، غلامعباس زرشناس، عیسی کمالی، بهنام دقوقی، فرشته اسلامی،
دوره ۲۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده
در سال ۱۳۸۳ بعد از استقرار هفت نوع سازه مختلف در آبهای بندر لنگه، موجودات رشد نموده روی سازهها بمدت دو سال (زمستان ۸۳ – زمستان ۸۵) در غالب پروژه "بررسی برخی از فاکتورهای زیستی"، مورد مطالعه قرار گرفتند. موجودات رشد یافته روی سازهها در ۱۲ گروه قرار داشتند. عمدهترین گروهها شامل: بارناکل از سختپوستان با یک گونه Megabalanus tintinnabulum، اسفنج با ۵ خانواده و تونیکات بودند. از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۴ (یک سال بعد از استقرار سازه) توده زنده افزایش ولی بعد از آن کاهش یافت. بالاترین توده زنده (وزن تر برحسب گرم ) در سال ۱۳۸۴ ثبت شد (۲۲۴/۴۰۹ گرم)، در سال ۱۳۸۵ افزایش اندازه و همچنین افزایش تراکم برخی از گروهها مانند: خرچنگ، افوریده، کرم پرتار و لارو ماهی دیده شد. تراکم دوکفهایها نیز کاهش داشت ولی اندازه آنها افزایش قابل ملاحظهای نشان داد. از لحاظ آماری اختلاف معنیداری بین تراکم موجودات در سطوح مختلف سازهها دیده نشد. در بررسی تراکم کل موجودات روی انواع مختلف سازه (تاثیر نوع سازه بر تراکم) اختلاف معنیداری مشاهده نشد. هرچند بیشترین تراکم (خصوصا" تراکم بارناکل) بر روی سازه از نوع مخلوط (هرمی- مواد از رده خارج شده) و کمترین میزان روی سازهای که فقط از مواد از رده خارج شده تشکیل شده بود، مشاهده شد. میزان خرچنگ نیز در سازههای مخلوط (هرمی-دایرهای- مواد از رده خارج شده) بیشتر از سایر سازهها بود.
نصیر نیامیمندی،
دوره ۲۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده
ارزیابی ذخایر صدف دوکفهای ملالیس (Solen brevis Gray, ۱۸۳۲) در خط ساحلی بوشهر (موقعیت جغرافیایی ´۲۱ ˚۵۰ و ´۴۱ ˚۲۹ تا ´۴۱ ˚۵۲ و´ ۱۷ ˚۲۷) در یک دوره یکساله از مهر ماه ۱۳۸۷ تا شهریور ماه ۱۳۸۸ به اجرا گذاشته شد. اهداف این تحقیق عبارت بودند از شناسایی مناطق تجمع، تخمین زیتوده و محاسبه پارامترهای رشد و مرگ و میر. نمونهبرداری در هر ماه در منطقه بوپاتیل که یکی از مناطق اصلی تجمع این گونه میباشد، انجام گردید. در سایر مناطقی که صدف ملالیس نیز مشاهده گردید، نمونهبرداریهایی صورت گرفت. نمونهبرداری با کوادرات و در خطوط عرضی با پرتاب یک یا دو کوادرات (۲۵/۰ مترمربع) بصورت تصادفی انجام شد. در منطقه بوپاتیل میانگین تعداد نمونههای صدف در هر کوادرات بعنوان تخمینی از میانگین ذخیره بمنظور ارزیابی ذخایر بکار گرفته شد. فراوانی طولی نمونهها محاسبه شد و تجزیه و تحلیل دادههای طولی جهت مشخص کردن پارامترهای رشد با استفاده از آخرین نسخه نرمافزار LFDA انجام گردید. مهمترین مناطق پراکنش صدف زنده ملالیس در سواحل بوپاتیل، گسیر، کالو، پیازی و بردخون بود. میانگین زیتوده ملالیس در منطقه بوپاتیل (۱/۱±۲۵/۳) صدف در هر کوادرات با حداکثر زیتوده در مهر ماه و حداقل در مرداد ماه تخمین زده شد. پارامترهای رشد این گونه برابر با ۷/۰ = K در سال،۱۲۰ میلیمتر =L و ۳۵/۰- = t۰ تخمین زده شد. مرگ و میر طبیعی (M) محاسبه شده در ملالیس معادل ۲۶/۰ بود. حداکثر سن این دوکفهای ۵۴ ماه محاسبه گردید.
سحر ایزدی، آریا اشجع اردلان، همایون حسین زاده صحافی، محمد رضا شکری،
دوره ۲۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۰ )
چکیده
سیامک بهزادی، علی سالارپوری، محمد درویشی، بهنام دقوقی، محمد صدیق مرتضوی،
دوره ۲۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
جهت انتخاب بهترین محل استقرار زیستگاه مصنوعی در آبهای خلیج فارس، بستر دریا در محدوده استان هرمزگان (جنوب جزیره قشم تا جزیره هندورابی) به ۱۰ ترانسکت و هر یک به ۳ زیر ترانسکت عرضی تقسیم و جهت بررسی از روش نمونه برداری تصادفی استفاده شد. در این پژوهش فون و فلور بستر شامل جوامع مرجانها، جلبکها، خیارهای دریایی و علفهای دریایی و عمق رسوب بستر از طریق عملیات غواصی مطالعه شد. نتایج حاصل از بررسی علف های دریایی در لایه های عمقی و ترانسکت های مورد مطالعه نشان داد که علفها در عمق کمتر از ۱۰ متر در بندر مسن، بندر کنگ، جزیره کیش و بندر چیرویه وجود داشته و تنها در بندر مسن و بندر لنگه و جزیره کیش این جوامع در اعماق ۱۰تا ۲۰ متر دیده شدند، جلبکهای دریایی در عمق کمتر از ۱۰ متر بندر مسن با نام محلی شیب دراز در حوزه جزیره قشم و بخشی از شهرستان بندر لنگه مشاهده شد. نتایج حاصل از مطالعه جوامع مرجانها و خیارهای دریایی، بیانگر وجود مرجان شاخ گوزنی (.Acropora sp)، در اسکله بهمن قشم، بندر مسن و بندر بستانه و مرجان مغزی (Porites sp.)، در جزیره هنگام بوده و از جوامع خیارهای دریایی زیستگاه گونه Holothuria sp. در اسکله بهمن قشم و شهرستان بندر لنگه و زیستگاه گونه Stichopus sp. در جزیره هنگام در عمق کمتر از ۱۰ متر دیده شد. نتایج نشان داد که این جوامع از الگوی پراکنش لکهای تبعیت مینمایند. جهت ترسیم نقشه پراکنش آبزیان مطالعه شده از برنامه نرمافزاری GIS استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه آزمون توکی، درخصوص بررسی میزان عمق رسوب توسط میله مدرج در ترانسکتهای مختلف نشان داد که بین میزان رسوب عمق کمتر از ۱۰ متر بندر صلخ، با عمقهای مشابه، همچنین بین میزان رسوب عمق کمتر از ۱۰ متر با میزان رسوب عمق ۱۰ تا ۲۰ متر در سایر نقاط اختلاف معنیداری وجود دارد (۰۵/۰P<). نتایج حاصل از بررسی عمق رسوبات و زیستگاههای مورد بررسی نشان داد که لایههای عمقی ۱۰ تا ۲۰ متر، در حوزه شهرستان بندرلنگه و حوزه بندرلنگه تا جزیره هندورابی به جز بندر کنگ و بندر چیرویه نسبت به حوزه جنوب جزیره قشم مناطق مستعدتری برای استقرار زیستگاههای مصنوعی میباشند.
نسرین سخایی، احمد سواری، پریتا کوچنین، سید محمد باقر مجازی امیری، جاسم غفله مرمضی، بابک دوست شناس،
دوره ۲۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
تحقیقات بسیار کمی روی خصوصیات تاکسونومی و مراحل لاروی خرچنگهای گرد ((Brachyura در خلیج فارس صورت گرفته است. این تحقیق به منظور جداسازی و شناسایی مراحل پلانکتونی گونههای مختلف خانواده Ocypodidae در آبهای ساحلی خوزستان از اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ تا فروردین ماه ۱۳۸۷ انجام شده است. نمونهبرداری با استفاده از تور پلانکتون زوجی با چشمه ۳۰۰ میکرون و به روش کشش مورب از کف به سطح انجام گردیده است. طی این تحقیق خصوصیات ریختشناسایی مرحله لاروی (زوآی یک ) ۸ گونه شامل: Macrophthalmus depressus، Serenella leachii، Ilyoplax frater ، Tylodiplax indica ، Dotilla blanfordi، Dotilla sulcata، Uca annulipes ، Scopimera crabricauda از خانواده Ocypodidae مورد بررسی قرار گرفت. از خصوصیات ریختشناسی مشترک در تمامی گونههای شناسایی شده این خانواده وجود برجستگی جانبی خلفی روی حلقههای ۲ و ۳ شکمی و همچنین وجود ۲ عدد تارaesthetasc روی آنتنول میباشد. همچنین در این تحقیق تراکم لارو گونههای شناسایی شده در ماهها و ایستگاههای مختلف محاسبه گردیده است و مشخص گردیدکه گونه Macrophthalmus depressus ( با میانگین۱۲۶۴ عدد در مترمکعب) در فروردین ماه بیشترین تراکم لاروی را بخود اختصاص داده است. در دیگر ماههای گرم سال یعنی اردیبهشت، خرداد، مرداد و شهریور۸۶ مجدداً گونه M. depressus دارای بیشترین تراکم بترتیب با میانگین ۹۷، ۱۶۸، ۸۷ ، ۳۱۸ و۱۲۶۴ عدد در متر مکعب و درتیر ماه ۸۶ نیزگونه Ilyoplax frater دارای بیشترین تراکم با میا نگین ۴۵۷ عدد در مترمکعب بودند. اما در ماههای سرد سال (آبان و اسفند ۱۳۸۶) گونه sp۱ Camptandrium دارای بیشترین فراوانی بترتیب با میانگین ۷۶ و ۵۶ عدد در مترمکعب بود.
ناصر آقاجری، محمد رضا طاهری زاده، غلامعلی اکبرزاده،
دوره ۲۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
سیامک بهزادی، علی سالارپور، محمد درویشی، بهنام دقوقی، شهرام صید مرادی، حسین رامشی،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده
جهت انتخاب بهترین محل استقرار زیستگاه مصنوعی در آبهای خلیج فارس، بستر دریا در محدوده استان هرمزگان (جنوب جزیره قشم تا جزیره هندورابی) به ۱۰ ترانسکت و هر یک به ۳ زیر ترانسکت عرضی تقسیم و جهت بررسی از روش نمونهبرداری تصادفی استفاده شد. فون و فلور بستر شامل: جوامع مرجانها، جلبکها، خیارهای دریایی و علفهای دریایی و عمق رسوب بستر از طریق عملیات غواصی مطالعه شد. بررسی علفهای دریایی در لایههای عمقی و ترانسکتهای مورد مطالعه نشان داد که علفهای دریایی در عمق کمتر از ۱۰ متر در بندر مسن، بندر کنگ، جزیره کیش و بندر چیرویه وجود داشته و تنها در بندر مسن، بندر لنگه و جزیره کیش این جوامع در اعماق ۱۰ تا ۲۰ متر دیده شدند. جلبکهای دریایی در عمق کمتر از ۱۰ متر بندر مسن با نام محلی شیب دراز در منطقه جزیره قشم و بخشی از شهرستان بندر لنگه مشاهده شد. مطالعه جوامع مرجانها و خیارهای دریایی، بیانگر وجود مرجان شاخ گوزنی (.Acropora sp)، در اسکله بهمن قشم، بندر مسن، بندر بستانه و مرجان مغزی (Porites sp.)، در جزیره هنگام بوده و از جوامع خیارهای دریایی گونه Holothuria sp. در اسکله بهمن قشم و شهرستان بندر لنگه و گونه Stichopus sp. در جزیره هنگام در عمق کمتر از ۱۰ متر دیده شد. نتایج نشان داد که این جوامع از الگوی پراکنش لکهای تبعیت مینمایند. نتایج حاصل از آنالیز واریانس یکطرفه آزمون توکی، درخصوص بررسی میزان عمق رسوب توسط میله مدرج در ترانسکتهای مختلف نشان داد که بین عمق کمتر از ۱۰ متر بندر صلخ، با عمقهای مشابه در سایر ایستگاهها، همچنین بین عمق کمتر از ۱۰ متر با عمق ۱۰ تا ۲۰ متر در سایر نقاط اختلاف معنیداری وجود دارد. نتایج حاصل از بررسی عمق رسوبات و زیستگاههای مورد بررسی نشان داد که لایههای عمقی ۱۰ تا ۲۰ متر، در منطقه شهرستان بندرلنگه و منطقه بندرلنگه تا جزیره هندورابی به جز بندر کنگ و بندر چیرویه نسبت به منطقه جنوب جزیره قشم مناطق مستعدتری برای استقرار زیستگاههای مصنوعی میباشند.
مریم شکوهمند، حسین ذوالقرنین، فرامز لالویی، علی محمد فروغمند، احمد سواری،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده
به منظور مطالعه تنوع ژنتیکی جمعیت های میگوی سفید (Metapenaeus affinis) در سواحل خلیج فارس با استفاده از روش ریزماهواره، ۶۰ نمونه از بافت عضله شنای میگو، از مناطق بحرکان و لیفه -بوسیف استان خوزستان در پاییز ۱۳۸۶ جمعآوری شد. DNA ژنومی نمونهها به روش استات آمونیوم استخراج و سپس کمیت و کیفیت DNA استخراج شده با استفاده از روش اسپکتروفتومتری و الکتروفورز ژل آگارز ۱ درصد تعیین شد. واکنش PCR با استفاده از ۵ جفت آغازگر ریزماهواره انجام گرفت. محصول PCR با استفاده از ژل پلی آکریل آمید ۸ درصد الکتروفورز و با رنگ آمیزی نیترات نقره مشاهده گردید. مقدار فراوانی آللی، تعداد آللهای واقعی و موثر، هتروزایگوسیتی مشاهده شده و مورد انتظار، میزان شباهت و فاصله ژنتیکی، تعادل هاردی- واینبرگ، مقادیر Fst وRst و جریان ژنی براساس آزمون AMOVA با استفاده از نرم افزار ژنتیکی Gene Alex وPop Gene محاسبه گردید. نتایج بدست آمده از این بررسی نشان داد که هر ۵ جایگاه ریزماهوارهای بررسی شده پلی مورف بودند. میانگین تعداد آلل مشاهده شده و موثر بترتیب ۷ و ۷/۳ بود و میانگین هتروزایگوسیتی مشاهده شده و مورد انتظار بترتیب ۲۷/۰ و ۶۶/۰محاسبه شد. در بررسی تعادل هاردی- واینبرگ مناطق بحرکان و لیفه -بوسیف در تمامی جایگاههای مورد بررسی خارج از تعادل هاردی- واینبرگ بودند. براساس تست AMOVA میزان Fst وRst و جریان ژنی(Nm) بین مناطق مورد بررسی بترتیب ۱۰۷/۰، ۳۷۲/۰ و ۰۹۲/۲ بود. بیشترین فاصله ژنتیکی بین مناطق نمونهبرداری شده، ۵۶۱/۰ و کمترین شباهت ژنتیکی ۵۷۱/۰ بود. با توجه به نتایج بدست آمده و وجود تفاوت ژنتیکی بین نمونهها، میتوان عنوان نمود که جمعیت واحدی از میگوی سفید در مناطق مورد بررسی وجود نداشته و بطور کلی دو گروه ژنتیکی متفاوت در مناطق بحرکان و لیفه- بوسیف زیست میکنند.
غلامرضا جمالی، تورج ولی نسب،
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده
شرکتهای صیادی استان بوشهر یکی از بخشهای مهم اقتصادی صنایع شیلاتی میباشند که نقش مؤثری را در ایجاد اشتغال و ارزش افزوده در این استان دارند. هدف اصلی از این تحقیق ابتدا شناسایی و سپس تحلیل و رتبه بندی عوامل مؤثر بر بهره وری شرکتهای صیادی استان بوشهر با استفاده از تکنیک فرآیند تحلیل سلسله مراتبی گروهی Analytic Hierarchy Process (GAHP) Group می باشد. بدین منظور دو نوع پرسشنامه استاندارد تدوین گردید نمونه آماری شامل ۱۰۰ نفر از صیادان و ۱۸ نفر از کارشناسان و خبرگان بخش شیلات در استان بوشهر بودند. در این تحقیق پس از تحلیل پاسخ های مرتبط به پرسشنامه نوع اول عوامل مؤثر بر بهره وری شرکتهای صیادی در استان بوشهر در دو معیار اصلی عوامل داخلی و عوامل خارجی و ۵ زیر معیار دولت، عوامل ساختاری، منابع طبیعی، عوامل نرمافزاری و عوامل سختافزاری شناسایی گردیدند. در مرحله بعد، با استفاده از اطلاعات مربوط به پرسشنامه نوع دوم هرکدام از عوامل شناسایی شده، با استفاده از تکنیکGAHP رتبه بندی گردیدند. از جمله نتایج مهم تحقیق این بود که در زیر معیار دولت، اداره کل شیلات، در زیر معیار عوامل ساختاری، عامل تغییرات اقتصادی، در زیر معیار عوامل نرمافزاری، روشهای مدیریت و بالاخره در زیر معیار عوامل سختافزاری، میزان و نوع صید با دارا بودن بیشترین وزن مهمترین عامل در هر کدام از زیر معیارهای خود بشمار می آیند. براساس نتایج بدست آمده راهکارهای مهم جهت ارتقاء عملکرد شرکتهای صیادی در استان بوشهر ارائه گردیدند.
علی صدوق نیری، محمد تقی رونق، رضوان احمدی،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
فاطمه امینی یکتا، آریا اشجع اردلان، محمد رضا شکری،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
احمد ترسلی، تورج ولی نسب، عباس اسماعیلی پور،
دوره ۲۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده
در این مطالعه، میزان عناصر جیوه، روی و سلنیوم در بافت عضله و کبد ۲۵ نمونه از کوسه چانه سفید (Carcharhinus dussumieri)Mercury Analyzerو غلظت سلنیوم و روی بترتیب با دستگاههای جذب اتمی GF-AAS, Perkin Elmer ۳۰۳۰ و فیلیپس مدل PU ۹۴۰۰ تعیین شد. نتایج نشان داد که میانگین به همراه انحراف معیار (SD±FAO و WHO بود. برخلاف فلز روی، میانگین غلظت جیوه و سلنیوم در بافتهای عضله و کبد با متغیرهای زیستی طول و وزن همبستگی مثبت و معنیداری از خود نشان داد. از طرفی در این مطالعه، غلظت جیوه همبستگی مثبت و معنیداری با غلظت سلنیوم در بافت عضله و بافت کبد نشان داد. به گونهای که نسبت مولی سلنیوم به جیوه (Se:Hg) در بافت عضله و کبد کوسه چانه سفید بترتیب ۷۷/۱±۳۶/۶ و ۶۱/۳±۷۴/۲ بدست آمد. همبستگی مثبت جیوه و سلنیوم نشاندهنده شکلگیری فرآیند سمیت زدایی و در نتیجه کاهش احتمالی سمیت جیوه در هر دو بافت از طریق تشکیل کمپلکس Se-Hg یا تشکیل باند جیوه با سلنوپروتئین است.) غلظت جیوه، روی و سلنیوم در بافت عضله بترتیب ۰۲/۰±۰۵/۰، ۲۵/۰±۹۲/۰ و ۰۵/۰±۱۳/۰ و در بافت کبد بترتیب ۸۶/۰±۰۷/۱، ۴۳/۰±۵۷/۱ و ۱۹/۰±۴۶/۰ میکروگرم بر گرم وزن تر بدست آمد. میانگین غلظت این فلزات در بافت کبد بصورت معنیداری بیشتر از بافت عضله بود. همچنین غلظت جیوه در ۶۴ درصد از نمونههای بافت کبد بالاتر از حد استانداردهای (LECO, AMA ۲۵۴) در سواحل بندرعباس (از ۷ ایستگاه نمونهبرداری) با هدف تعیین غلظت جیوه تجمع یافته در این کوسه ماهی و رابطه همکنشی آن با فلزات ضروری روی و سلنیوم بررسی گردید. غلظت جیوه با دستگاه